خرید بک لینک

در این صفحه، اطلاعات مفیدی درباره «خاکستر» در اختیار شما قرار می‌گیرد. گر میخورَد،سنگ از دستت به پنجره،شیشه‌ام شکسته‌نیست.تحلیل منابع مختلف مشخص می‌کند گزارش‌ها این مسئله به مرور تکمیل می‌شود.دیوار من سنگ نبود،پنجره خود، قاب نداشت.سعدی...

گر میخورَد،سنگ از دستت به پنجره،

شیشه‌ام شکسته‌نیست.

تحلیل منابع مختلف مشخص می‌کند گزارش‌ها این مسئله به مرور تکمیل می‌شود.

دیوار من سنگ نبود،

پنجره خود، قاب نداشت.

سعدی گراوند

تازه‌ترین اخبار ارائه شده استه حاوی نکات تازه‌ای درباره این مسئله هستند.

English

"Ash"

When a stone from your hand stricks the window

تازه‌ترین اخبار منتقل‌شده گردیده حاوی نکات تازه‌ای درباره این این موضوع هستند.

my glass still remains

my wall was never stone

.and the window itself had no frame

داده‌ها در دسترس قرار گرفته بیانگر است روند این این موضوع همچنان ادامه دارد.

پیگیری آخر دگرگونی‌ها می‌تواند دید بهتری نسبت به این این موضوع ایجاد کند.

عنوان:

هستی شناختی شکست ناپذیری در شعر«خاکستر»

پیگیری آخر تحولات می‌تواند دید بهتری نسبت به این مسئله ایجاد کند.

The Ontological Invincibility in the Poem "Ash"

Saadi Garavand, PhD in English Language and Linguistics,

English Teacher, Ministry of Education

در ادامه شرحات بیشتری درباره این مسئله ارائه شده است.

Email Adress:Saadi Garavand1351@gmail.com

این مقاله در سایت سیویلیکا ثبت شده‌است.

چکیده

با انتشار گزارش‌های نو، شرح بیشتری از این مبحث روشن شده است.

این مقاله، شعرکوتاه«خاکستر»که توسط دکتر سعدی گراوند به فارسی سروده شده و سپس توسط خود او به انگلیسی نیز بازآفرینی و ترجمه شده‌است را معرفی می‌کند.این شعر با به‌کارگیری نگاره‌های همچون سنگ، پنجره، دیوار، شیشه و خاکستر، مفهوم متناقض‌نمای شکست‌ناپذیری از طریق تهی‌بودن از ساختار را به تصویر می‌کشد. در ترجمه انگلیسی این شعر تلاش شده‌است تا ضمن حفظ ضرب‌آهنگ و لایه‌های معنایی متن اصلی، عمق فلسفی اثر به شکلی طبیعی و وفادارانه نیز به زبان مقصد منتقل شود. در‌حقیقت، این مقاله به ارزیابی انتقادی شعر کوتاه فارسی«خاکستر» یا ترجمه دقیق آن یعنی«Ash» می‌پردازد. این شعر بر تاب‌آوری و شکنندگی متمرکز است. هرچند، این اثر از نظر ساختار، تنها مشتمل بر یک رباعی کوتاه است.اما، ساختار اظهار داشتمان آن، ضرورت یک تحلیل هستی‌شناختی و بنیادین را ایجاب می‌کند. محور این جستار، بر این اصل استوار است که این اثر، الگوهای مرسوم مقاومت بدنی و عاطفی را بر‌می‌افکند و گونه‌ای از شکست‌ناپذیری را به تصویر می‌کشد که مرهون استحکام ساختاری نیست، بلکه ناشی از نبود ریشه همان ساختارها‌ در مجیط بیرون از ماست.

نشانه‌شناسی:

سنگ و پنجره

کارشناسان معتقدند آگاهی از شرح این مطلب می‌تواند برای مخاطبان مفید باشد.

در مصرع نخست شعر، یعنی «گر‌می‌خورد،سنگ از دستت به پنجره» مانند یک نگاره‌ی نشانه‌شناختی است که در آن مواجهه‌ی پدیدار‌شناختی سراینده و دیگری در آن شکل می‌گیرد. در‌حقیقت، در این فضای بیان کردمانی، «سنگ» به‌عنوان استعاره‌ای نیرومند است که برای خشونتی که دامنه‌ای از قضاوت اخلاقی تا آسیب عاطفی و نیروی قهری نظم نمادین اجتماعی را در‌بر‌می‌گیرد، به کار گرفته شده‌است.

در این مصرع، واژه‌ی «دست» ابزار عاملیت ارادی فاعل‌است و «پنجره» آستانه هستی‌شناختی محوری است که مرز میان ذهنیت درونی و واقعیت محیط بیرونی را به ترسیم می‌کشد.

از‌سوی‌دیگر، در این شعر، انتخاب فعل «می‌خورد» در زمان حال، از منظر معناشناسی حائز اهمیت است. زیرا، این فعل بر وضعیتی استمراری و تکراری دلالت دارد که حاکی از آن است خشونت، رویدادی منفرد نیست، بلکه وضعیتی پایدار در پویایی میان‌فردی به شمار می‌رود. در‌حقیقت، این کنش، شکل رابطه شاعر و دیگری را ترسیم می‌کندکه سوژه را در برابر گسست پدیدارشناختی، آسیب‌پذیر می‌سازد.

در صورت انتشار گزارش‌ها تازه، شرحات بیشتری به این گزارش اضافه خواهد شد.

«شکسته نیست»

در این شعر، مصرع دوم، یعنی«شیشه‌ام شکسته‌نیست» نمایانگر انحراف چشم‌گیر غایت‌شناسی علی و معلولی مورد انتظار است که سراینده به‌دنبال آن می‌گردد.در این مصرع، سراینده، استحکام ذاتی شیشه را ابراز نمی‌دارد و ادعای پایمردی قهرمانانه نیز ندارد. اما، علیرغم این مورد، محتوای گزاره‌ای این بیان دادار بر نفی یک حالت حاصل از آن استوارست.

در این مصرع،این انتخاب نحوی سراینده، از منظر زبانشناسی‌شناختی و کاربردشناسی، بسیار معنادارست. زیرا زمانی که گوینده ابراز می‌دارد که شیشه «شکسته‌نیست»، در‌حقیقت، از مشارکت دیالکتیکی خشونت و ضد خشونت خودداری می‌کند.یعنی، این نفی اظهار داشتمانی مانند مقاومتی معرفتی عمل می‌کند به گونه‌ای که سوژه شرایط توان«شکستن» را منتفی می‌سازد. و با این شیوه، خود را از زنجیره علی محرک‌های بیرونی و واکنش‌های درونی خارج می‌سازد. در واقع، این رویکرد و نگرش، هم‌آوا با مفهوم هایدگری«گلاسن‌هایت» است که رهایی را از طریق رهاکردن تلقی‌می‌کند.یعنی آنجا که سوژه با کناره‌گیری از الگوهای ابزاری جهان هستی، به آزادی و رهایی از بند دست‌می‌یابد.

داده‌ها منتقل‌شده گردیده حاکی از آن است روند این مبحث همچنان ادامه دارد.

«دیوار من سنگ نبود/ پنجره خود قاب نداشت»

این بیت پایان کاری شعر، هسته تحلیلی کل این سروده را شکل‌می‌دهد. چراکه جابه‌جایی ناگهانی فعل زمان حال «می‌خورد» به گذشته ساده(«نبود» و «نداشت» فقط یک شگرد صوری برای سراینده نیست، بلکه بازپیکربندی عمیقی از زمان وجود سوژه به شمار‌می‌رود. د‌رحقیقت، این گسست زمانی، ماهیت خود را به‌عنوان مساله‌ای بازتعریف‌ می‌کند که از همان آغاز، هرگز از مادیت مقاوم و محدودیت برخوردار نبوده‌ست تا در معرض شکستگی قرارگیرد.

درواقع، این دیدگاه که »دیوار من سنگ نبود»،برای شاعر ارکان بنیادین حفاظت و سختی را یکجا برمی‌چیند و بیان اینکه پنجره«قاب نداشت» نیز هرگونه مفهوم‌پردازی پیشینی از مرز و یا محدودیت ساختاری را نادیده می‌گیرد.یعنی، سراینده، هر دو عنصر، سپر تدافعی(دیوار) و چارچوب بندی(قاب) هویتی اظهار داشتمانی ساخته است که به طور ذاتی بی‌شکل و سیال‌ست.

کارشناسان معتقدند آگاهی از اطلاعات این مطلب می‌تواند برای مخاطبان مفید باشد.

از سوی دیگر، این بند از شعر، حاکی از آن است که نبود بسترهای مادی و جوهری، سوژه را به شکل هستی‌شناسانه، از آسیب و شکست مصون می‌دارد. زیرا زمانی‌که هیچ ساختار صلبی وجود نداشته‌باشد، هرگز شکستی نیز قابل تصور نخواهد‌بود.

حاصل‌گیری: «خاکستر» الگویی از سوژه پسا- ساختارگرا

در تحلیل نهایی باید شرح داد این استعاره به‌منزله کلید هرمنوتیکی کل ساختار فلسفی این شعر تلقی می‌شود.در واقع،«خاکستر» به‌مثابه پسماند باقی‌مانده یک فرایند جامع آتش است که خود بیانگر وضعیتی از مادیت خردشده است که دارای هیچ‌گونه ساختار همبسته درونی نیست. این واژه، به گونه‌ای متناقض، هم آسیب‌پذیرترین و هم شکست‌ناپذیرترین حالت از ماده است.زیرا، هرچند توان و پتانسیل مقاومت ندارد، اما هم‌زمان نیز از همبستگی ساختاری لازم برای در خود‌شکستن بی‌بهره‌است. درواقع، صدای این شعر، باهم‌ذات‌پنداری با این وضعیت متناقض‌نما، الگوی سختی از مقاومت را ارائه می‌دهد که بر اصل غیاب معرفتی و هستی شناختی استوارست.

در روزهای اخیر گزارش‌های متعددی درباره این مطلب ارائه گردیده است.

در‌برآیند، باید‌بیان کرد انتخاب واژه‌ی«خاکستر» در‌عنوان شعر، بیانی شیوا از سوژه‌بودن پسا-‌ساختارگراست. همان هویتی که به تداوم خود از طریق برچیدن نظام‌مند چارچوب‌های نمادین قدرت به‌دست می‌آید که این قابل توجه، از راه ابراز قدرت، دست‌نیافتنی است. بنابراین، از این دیدگاه، شعر حاضر با ایجاز و فشرده‌سازی ساختاری خود، به‌عنوان سهمی درخور توجه در تعامل شعر معاصر فارسی با اظهار داشتمان‌های فلسفی در جهان در باب هستی، نیستی و اخلاق خود، ظاهر می‌شود.

جمع‌بندی

بررسی موضوع «خاکستر» همچنان ادامه دارد.

سوالات متداول

آیا این خبر بروزرسانی می‌شود؟

در صورت انتشار اطلاعات جدید، این گزارش نیز بروزرسانی خواهد شد.

از کجا می‌توان اخبار جدید «خاکستر» را دنبال کرد؟

آخرین اطلاعات منتشر شده در همین صفحه به‌روزرسانی خواهد شد.

آخرین وضعیت «خاکستر» چگونه است؟

جدیدترین جزئیات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن گزارش آمده است.

برچسب: نویسنده: کامران کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 12:55

صفحه بندی